درس دوم

قواعد قافيه (ب)

در درس نخست ديديم كه قافيه شعر فارسي تابع دو قاعده است. اين دو قاعده كلي استثناهايي دارند كه آنها را مي توان در هفت مورد طبقه بندي كرد:

1. حروف الحاقي جزو حروف مشترك قافيه اند و رعايت آنها لازم است.
بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
ار + ان حروف قافيه است: ار = حروف اصلي ( قاعده 2) ان = حروف الحاقي.

2. واژه هاي مختوم به مصوتهاي ِ ( هي بيان حركت) و ي از نظر قافيه الحاقي به شمار مي آيند.
يكي مشكلي برد پيش عَلي مگر مشكلش را كند منجَلي
َ لي حروف قافيه است: َ ل، اصلي و ي در حكم الحاقي.

3. اگر در قاعده 2 (مصوت + صامت + صامت)، مصوت كوتاه باشد و قافيه حروف الحاقي داشته باشد، اين مصوت كوتاه مي تواند متفاوت باشد. مثلاً:
سراسر همه دشت پر كُشته بود زمين چون گل ارغوان گَشته بود
ُ شت و َشت = حروف اصلي قافيه اند و ِ (هر بيان حركت) = حروف الحاقي است.

4. پسوند و پيشوند گاهي در قافيه شعر در حكم واژه قافيه قرار مي گيرند. مثلاً:
چنان صورتش بسته تمثالگَر كه صورت نبندد از آن خوب تَر
«گَر» و « تَر» پسوند هستند و بايد الحاقي به حساب آيند، اما خود واژه قافيه قرار گرفته اند.

5. اگر قبل از حروف قافيه (در قاعده 1 و 2) حرف يا حروف ديگري مشترك باشند آنها جزو حروف قافيه نيستند. مثال:
بشنو از ني چون شكايت مي كند وز جداييها حكايت مي كند
«ايَت» حروف مشترك است اما فقط َت حروف قافيه است.

6. اگر واژه هاي قافيه لفظاً يكسان ولي در معنا متفاوت باشند، قافيه درست است و جناس هم دارد:
ز هر ناحيت كاروانها روان (= رونده) به ديدار آن صورت بي روان (= روح)

7. گاه حروف قافيه در بيش از يك واژه قرار مي گيرد:
چراغ روي تو را شمع گشت پروانه مو از خال تو با حال خويش پروا، نه
در مصراع دوم، پروا + نه (پروا نيست) با پروانه قافيه شده كه حروف قافيه ا + نه است.

واژه هاي هم قافيه
در بعضي از زبانها تعداد واژه هاي هم قافيه زياد است و در بعضي كم؛ ولي در زبان فارسي نسبتاً زياد است مانند «ار» در كلمات (كار، تار، يار، نگار ... ).

قافيه مياني و دروني
گاهي قافيه را در درون مصرع يا پايان نيم مصرع نيز مي آورند. مانند اين شعر مولوي:
يار مرا، غار مرا، عشق جگر خوار مرا يار تويي، غار تويي، خواجه نگه دار مرا روح تويي، نوح تويي، فاتح و مفتوح تويي سينه مشروح تويي، بر در اسرار مرا

ذوقافيتين
گاهي شعر داراي دو قافيه پاياني است. مثلاً:
گزيد از غنيمت ظرايف بسي كز آن سان نبيند طرايف كسي

قافيه خطي
در قافيه ها علاوه بر صورت ملفوظ بايد شكل مكتوب نيز رعايت شود.

عيوب قافيه
در شعر فارسي رعايت قواعد و ضوابط قافيه الزامي است و هرچه خلاف آنها باشد غلط است. مثل قافيه كردن پُر با تَر. همچنين تكرار واژه هاي قافيه عيب فاحش به شمار مي رود مگر اين كه ابيات شعر از بيست و سي درگذرد يا قصيده دو مطلع داشته باشد.

تكرار واژه هاي غير ساده قافيه
تكرار واژه هاي غير ساده (مشتق، مركب) در صورتي كه اجزاي سازنده آنها چندان آشكار نباشد يا بتوان ميان معناي دو جزء فرقي نهاد رواست: مثلاً رنجور و مزدور، آب و گلاب.

قافيه در شعر نو
قافيه شعر نو بر خلاف شعر كلاسيك در آخر ابيات نمي آيد بلكه بستگي به مطلب دارد و الزاماً هر مطلب هم قافيه دار نيست و شاعر خود را اسير قافيه نمي سازد، معمولاً در هر مطلب دو يا چند مصرع قافيه دار مي آيد.


خودآزمايي درس دوم

در هر يك از ابيات زير:

الف) رديف را مشخص كنيد. (اگر دارد)
ب) واژه ها و حرف يا حروف قافيه را تعيين كنيد.
پ) حرف يا حروف الحاقي را مشخص كنيد. (اگر دارد)
ت) حرف يا حروف اصلي قافيه را مشخص كنيد.

1- اي نسيم سحر آرامگه يار كجاست؟ منزل آن مه عاشق كش عيار كجاست؟
رديف: كجاست
حروف اصلي: ندارد
واژه هاي قافيه: يار و عيار
حروف اصلي: ار (طبق قاعده 2)
حروف قافيه: ار

2- مرا پرسي كه چون چونم اي دل جگر، پر درد و دل پر خونم اي دل
رديف: اي دل
حروف الحاقي: َ م
واژه هاي قافيه: چونم، خونم
حروف اصلي: ون (طبق قاعده 2)
حروف قافيه: ون + َ م

3- چندان كه گفتم غم با طبيبان درمان نكردند مسكين غريبان
رديف: َ
حروف الحاقي: ان
واژه هاي قافيه: طبيبان، غريبان
حروف اصلي: يب (طبق قاعده 2)
حروف قافيه: يب + ان

4- با توجه به تبصره ها، عيوب قافيه را در ابيات زير مشخص كنيد؟
- هر آن كس كه بر دزد رحمت كند به بازوي خود كاروان مي زند

پاسخ:
«كند، مي زند» واژه هاي قافيه اند و ُ ن ، َ ن حروف اصلي قافيه اند.

عيب قافيه:
تفاوت در مصوت كوتاه است، اما بنا بر تبصره 3، عيب قافيه به خاطر اضافه شدن حروف الحاقي َ د برطرف شده است.
- كه گر آفتاب است يك ذره نيست وگر هفت درياست يك قطره نيست

پاسخ:
ذره و قطره واژه هاي قافيه اند و 5 در حكم الحاقي و َ ر ، َ ط ر حروف اصلي قافيه اند. قافيه غلط است زيرا حروف اصلي يكسان نيستند.

5- در ادبيات زير (شعر نو) قافيه را پيدا كنيد و مشخص كنيد آيا حروف قافيه طبق قاعده (1) يا (2) است؟
- بخوان اي همسفر با من پاسخ: مصراع 2 و 4 هم قافيه است.

- ره تاريك با پاهاي من پيكار دارد واژه هاي قافيه: پيكار و دشوار
- به مردم زير پايم راه را با آب آلوده حرف اصلي: ار – طبق قاعده 2.
- به سنگ آكنده و دشوار دارد
- به چشم پا ولي من راه خود را مي سپارم پاسخ: مصراع 6 و 7 هم قافيه است.
- جهان تا جنبشي دارد، رود هر كس به راه خود واژه هاي قافيه: راه و نگاه
- عقاب پير هم غرق است و مست اندر نگاه خود. حروف اصلي: اه – طبق قاعده 2.

 

Ansvarig för sidan: r.ghafori@chello.se
Webmster
:aman.salam@comhem.se
Senast uppdaterad:
den 11 september 2006 23:20:25